فرهنگی

بازار هنر در ایران؛ از مجموعه‌داری تا سلبریتی‌هایی که بار خاطرند

به گزارش خبرنگار ایرنا، این نشست به بهانه پاسداشت سال‌ها تلاش‌های حمید نیک‌نفس به‌عنوان مجموعه‌دار خصوصی آثار تجسمی در استان کرمان که با هدف حمایت از آثار و حمایت از جوانان دارای آینده به این امر روی آورده، عصر سه‌شنبه ۳۰ بهمن با حضور کارشناسان هنرهای تجسمی در محل تالار فرهنگ و هنر کرمان برگزار شد و بخش نخست آن که بیشتر حول بزرگداشت شخصیت استاد نیک نفس به عنوان یک شاعر و نویسنده، طنزپرداز، پیشکسوت ورزش فوتبال و نیز مدیر فعال در عرصه صنایع معدنی بود پیشتر در ایرنا انتشار یافت.

نیک نفس که شمار آثار منحصربه فرد تجسمی وی اینک به حدود ۲ هزار اثر یا افزون بر آن رسیده، تاکید دارد که با نگاه مالی این کار را انجام نداده، بارها شده که با وام یا به صورت قرضی آثاری را خریده، البته برخی از آثار نیز به وی هدیه شده تا نگهداری شود. گزارش ایرنا از بخش نخست این نشست در لینک زیر قابل مطالعه است:

اما در بخش دوم و پایانی گزارش این نشست، ماحصل آنچه بیان شد از اهمیت بسیاری برخوردار است و در این نوشتار پیشکش می‌شود، امید که تصمیم گیران این عرصه در کشور و استان نیز آن را مطالعه کنند.

اهمیت ایفای نقش شهروندان برای هدایت به سمت خرید آثار هنرهای تجسمی به جای سرمایه گذاری روی طلا یا دلار، تقویت حوزه گالری داری با هدف ایفای نقش مناسب به دور از زدوبندهای مالی در مدیریت از اجرا تا ارتباط بین هنرمند و مشتری و نیز هدایت قیمت گذاری آثار در ریل مناسب ، اختصاص فضای درخور برای برخی مجموعه داران و نیز مهمتر، تغییر رویکرد سلبریتی ها و برخی بازیگران ایرانی که به جای حمایت از هنرمندان تجسمی، خود جای این هنرمندان می‌نشینند و با تکیه بر نام و شهرتشان به‌اصطلاح هنرمند می شوند، همه و همه از جمله مواردی بود که در این نشست مطرح شد و به نظرم ارزش خواندن دارد.

بازار هنر در ایران؛ از مجموعه‌داری تا سلبریتی‌هایی که بار خاطرند

در این نشست با عنوان«مجموعه داران»، غیر از حمیدنیک نفس، دو نفر از کارشناسان عرصه تجسمی کرمان و کشور، «محمدرضا زنده‌روح‌ کرمانی» و «محمدرضا هاشمی نژاد» نیز صحبت کردند که در انتهای جلسه، علی رجبی از عکاسان و گرافیست های مطرح کرمانی که چندسال در ایران سکونت نداشته و برای مسافرتی چندروزه به زادگاهش بازگشته بود نیز شرکت کرد و در جمع کارشناسان حاضر شد و از حال و هوای بازار هنر در خارج از کشور و وضعیت گالری ها و حراج ها در آن کشورها سخنانی بیان کرد.

جشنواره تجسمی فجر امسال در کرمان به دبیری مهدی جعفری – از استادان دانشگاه در عرصه هنر- برگزار شد که توانست عنوان برگزیده را نیز در سطح کشوری به خود اختصاص دهد؛ در ابتدای این نشست به ابتکار استاد محمد اسلامی از فیلمسازان و عکاسان پیشکسوت استان و کشور، که چندی قبل در جریان هفته فیلم و عکس کرمان از برای وی بزرگداشت مفصلی برگزار شد، فیلمی مستند درباره استاد نیک نفس، حال همه را دگرگون و خوب کرد که در بخش نخست به توصیف آن پرداخته شده است.

داستان عشق و انس انسان به آثار هنری

اما در ادامه بخش نخست، ابتدا هاشمی نژاد کارشناس هنرهای تجسمی شروع کننده بود به شرحی انس انسان ها به آثار هنری که می خرند، حتی اگر دغدغه زیبایی شناسی نداشته باشند؛ پرداخت. وی ضمن بیان اینکه داستان مجموعه‌داری آقای نیک نفس، داستان عشق است گفت:

هر فردی حتی هنرشناس هم نباشد، به کارهای هنری که تهیه و پیش خودش نگهداری می کند، انس می گیرد؛ و آن اثر مثلا تابلو، یک عضوی از خانواده (برای وی) می شوند. ممکن هم است کسی دنبال تجارت باشد و عشقی نداشته باشد اما نمی شود باز هم به این آثار هنری توجه نداشته باشیم؛ هرچقدر هم مثل ضرب المثل معروف بگوییم «پول از جون می باره» اما فرد، باز آنچه که دوست دارد را تهیه می کند و برای نگهداری آن تلاش دارد. بعد کم کم ارتباط با اثر هنری پیدا می کند، انس بین انسان و اثر هنری شکل می گیرد.

هر فردی حتی هنرشناس هم نباشد، به کارهای هنری که تهیه و پیش خودش نگهداری می کند، انس می گیرد؛ و آن اثر مثلا تابلو، یک عضوی از خانواده (برای وی) می شوند. ممکن هم است کسی دنبال تجارت باشد و عشقی نداشته باشد اما نمی شود باز هم به این آثار هنری توجه نداشته باشیم؛ هرچقدر هم مثل ضرب المثل معروف بگوییم «پول از جون می باره» اما فرد، باز آنچه که دوست دارد را تهیه می کند و برای نگهداری آن تلاش دارد. بعد کم کم ارتباط با اثر هنری پیدا می کند، انس بین انسان و اثر هنری شکل می گیرد

لازم نیست حتما یا لزوما پولدار باشیم تا ترجیح دهیم چی بخریم. امروز در تایوان که از کشورهای پرقدرت اقتصادی است، یا دیگر کشورها الان مجموعه داری و خریدوفروش آثار هنری از مهمترین کارهای آدم های اقتصادی و افرادی که مثلا کارخانه دار هستند یا در هر صنفی درآمد دارند، است ، وقتی می خواهند سرمایه گذاری مطمئن کنند، به خرید و فروش آثار هنری روی می آورند.

اینکه چه آثاری باید بخریم، چطوری مجموعه جمع کنیم و مجموعه دار چه آثاری هستیم، این موضوع چقدر به رشد اقتصاد هنر کمک می کند، مسائلی است که نیاز به واکاوی دارد. معرفی آثار و تبلیغات اثر هنرمند نیز بسیار مهم است؛ خود هنرمند در تبلیغات آن یا امضای هنرمند چقدر موثر است و قیمت گذاری باید تابع چه شرایطی باشد نیز اهمیت دارد.

وی در ادامه این پرسش را مطرح کرد که موقع خرید آیا باید توجه داشت از چه کسی می خریم، و از استاد نیک نفس درباره نحوه خرید آثار مجموعه اش پرسید.

نیک‌نفس:

در این زمینه من چندان خودم را صاحب تخصص عمیق نمی دانم اما تابلویی که می بینم و ارتباط می گیرم را می خرم. همینطور که شعر را سریع تشخیص می دهم، همان نگاه را می کنم که نقاش یک شعر را نقاشی کرده است.

چانه برای عشق

به طور کاملا اتفاقی ۱۲ سال پیش به یک قالی‌فروشی کرمان رفتم و دیدم پیرمردی نقشه قالی دستش است؛ فکر نمی کردم دیگر کسی نقشه قالی به صورت دستی بکشد، آقای استاد رامش بود که هشتادوخورده ای سن دارد و آخرین کسی است که نقشه قالی را دستی طراحی می کند؛ دیدم خیلی کارهای قشنگی هستند؛ سفارش دادم و گفتم کاری می خواهم که هم تابلو، هم نقشه‌فرش باشد و هم کسی که آن را می بیند، قالی را ببیند.

بعد از دو ماه آمد و نقشه را باز کرد که شگفت‌زده شدم، باور نمی کردم آنهمه اصالت و زیبایی را و گفتم چقدر پرداخت کنم؛ با نگرانی و بعد از کلی تردید گفت: ۵۰۰ هزار تومان خوب است؟؛ اشک در چشمم جمع شد و گفتم، خیلی کم است؛ چانه زدم و با ۲ میلیون تومن شروع کردم.

استاد رامش تاکنون ۲۴ کار به من تحویل داده و همان کار که ۵۰۰ هزار تومان می گفت، آنقدر بی نظیر است که نمی توان روی آن قیمت گذاشت.البته که برای برخی استادان، نیاز نیست فکر کنیم چه کاری هنری است. مجموعه آثار من در بلوار جمهوری، سه راه حمزه داخل شرکت میدکو برای بازدید علاقه مندان مهیاست.

زنده روح:

بحث را کمی بازتر کنیم؛ یک مجموعه‌دار لزوما شاید هنرمند نباشد اما (کار را) بشناسد و اثر را تشخیص دهد. البته نام هنرمند، سابقه و سن هم بی تاثیر نیست، بین کار اساتید مطرح با دیگران فاصله وجود دارد و امضای برخی کافی است.

ارزش آثار به دیده شدن است

در ایران مجموعه‌داری اصولا جزو شاید بدترین کارهایی بوده که انجام شده، هرکس هم انجام داده به او گفته اند که چرا سرمایه ات را از بین می بری. قبل از انقلاب دو مجموعه در تهران داشتیم که آثار گرانبها از جمله کار پیکاسو و دیگر بزرگان جهانی را داشتند و آنها را در یک گنجینه موزه داریم.

دومین جا که مجموعه غنی خریداری شد، موزه صنعتی کرمان است که الان به خیلی کارهای دیگر در سطح جهان تنه (یا طعنه) می زند. در گنجینه اش(موزه صنعتی) بزرگترین کارها دیده می شود و غیر از نام علی اکبر صنعتی، کامل ترین طراحی های (نقاشی) سهراب سپهری در کرمان داریم. بعد از آن، حوزه هنری، بنیاد شهید و بانک پاسارگاد به عنوان بخش خصوصی بعد از انقلاب شروع کردند در این مجموعه کارهایی انجام دادند و یک دوره عالی داشتیم که البته جمع کردند. یک طبقه مجموعه صبا(در تهران) در اختیار این بانک قرار داشت؛ هنوز هم آثار را دارند اما گنجینه را جمع کرده اند.

آقای علی توسلی در مازندران نیز با حمایت مدیران همان استان گنجینه بسیار خوبی را بالغ بر ۲ هزار اثر گردآوری کرده و موزه شده که مردم بلیت می خرند و می روند آثار را می بیند، در طبقه پایین آن هم فضای فرهنگی «آرت شاپ» ایجاد شده است.

شهر کرمان جایی برای آثار آقای نیک نفس ندارد؟

اما دلم سوخت که شهر کرمان فردی مثل نیک نفس دارد و می گوید ۵۰۰، ۶۰۰ سوراخ روی دیوار زده و فضای نیست که آثار را به نمایش بگذارد؛ مجموعه زمانی ارزشمند است که به نمایش دربیاید؛ هرچقدر روی دیوار خانه باشد و مردم نتوانند ببینند، نمی تواند تاثیرگذار باشد.

بازار هنر در ایران؛ از مجموعه‌داری تا سلبریتی‌هایی که بار خاطرند

زمینه و بستر در ایران برای مجموعه داری فراهم نشده، وقتی برای فردی که اثر او در حراج تهران بیاید، امروز می فروشد دو میلیارد تومان، دوست وی همان را مثلا می خرد سه میلیارد تومان و دیگری آن را ۷۰ میلیارد قیمت می گذارد، این بازار مافیاست، مافیای اقتصاد هنر و دعوای دیگری شکل می گیرد، آن هم کارهای بالای ۱۰۰ سال قدمت که در حراجی به فروش برود؛ این آثار مال مملکت است و نمی توان اینطور فروخت و حراج کرد.

دلم سوخت که شهر کرمان فردی مثل نیک نفس دارد و می گوید ۵۰۰، ۶۰۰ سوراخ روی دیوار زده و فضای نیست که آثار را به نمایش بگذارد؛ مجموعه زمانی ارزشمند است که به نمایش دربیاید؛ هرچقدر روی دیوار خانه باشد و مردم نتوانند ببینند، نمی تواند تاثیرگذار باشد

در حراج تهران، مجموعه داران به هم وصل هستند، به گالری ها وصل هستند؛هیچوقت هیچ هنرمندی براحتی نمی تواند به حراج تهران وصل شود مگر سرنخ مافیا را ببیند.

اما آنچه ما صحبت می کنیم درباره مجموعه آقای نیک نفس که بخش عمده ای از کارها اینقدر جذاب و تکان دهنده است که تکرار نمی شود، مردم کی باید آنها را ببینند، کجا ببینند؟.

اصلا آیا درست است مثلا در این تالار فرهنگ و هنر برای آثار آقای نیک نفس نمایشگاه بگذاریم؟ اصلا درست نیست، باید محل دایمی برای این آثار گذاشته شود.

جامعه ای که تعلیم دیده طلا و دلار بخرد

به این جامعه تعلیم داده ایم بروند طلای آب شده و دلار بخرند؛ امروز بخر فردا بفروش؛ کسی به سمت تابلو، مجسمه، سفال، عکس و دیگر آثار هنری نمی رود.

آقای جدیدالاسلام در تبریز مجموعه‌دار بود در بخش عکاسی؛ از دوربین های عکاسی و لنزها نگهداری می کرد، به طور خیلی اتفاقی، موزه آزادی در تهران (برج آزادی) به وی فضا داد؛ کاری که در تبریز در فضای بسته هیچکس نمی توانست (آن مجموعه) را ببیند، الان بازدید کننده های زیاد دارد، حتی کارهای تحقیقاتی راجع به آن و کلاس های درس عکاسی را آنجا برگزار می کنند.

چه کسی باید در کرمان مجموعه کارهای آقای نیک نفس را به نمایش بگذارد تا همه ببینیم در طول تاریخ کرمان چه تغییراتی در هنر به وجود آمده و ایشان امیدوار باشد که تابلوهای دیگر هم اضافه کند، تا بقیه هم بروند ببینند که ارزشمند است و در این زمینه سرمایه گذاری کنند؟.

هاشمی نژاد:

اینکه هدف از گنجینه داری چیست، آیا فقط اقتصاد است و چه چشم اندازهایی مثل آموزش هنر، نقد، بررسی و ارزش گذاری آثار هنری می تواند داشته باشد نیز مطرح است. چرا یک کار اینقدر قیمت می خورد، برچه مبنایی قیمت گذاری می شود. کجا قیمت ها گذاشته می شود؛ همه این موارد مهم است.

تا چیزی خریدوفروش نشود نمی شود قیمت گذاری کرد؛ حراج ها از مکان هایی هستند که در کنار نقد و ارزش گذاری هنری درباره قیمت گذاری آثار هم گفت و گو می شود. هرچند برخی حراج ها متهم به بعضی مسائل مثل پولشویی هستند، اما باید ببینیم مجموعه داران بزرگ دنیا در این زمینه چکار کردند.

قشنگی یا زیبایی

وقتی ارزشگذاری اثر هنری انجام شود ، جامعه روشن می شود و توان نقد می یابد. می بینیم هنوز خیلی ها از درک کار پیکاسو عاجز هستند، و فقط دنبال قشنگی هستند تا زیبایی. جامعه را آموزش بدهیم که مفهوم زیبایی را به شکل خاص درک کند که باید نشست های مختلفی برگزار شود.

نباید اینطور باشد که عده ای بنشینند مونولوگ صحبت کنند، عده ای هم فقط بشنوند، این باعث می شود یک صدا تکراری باشد؛ گفت وگو و تعداد صداهای زیاد سبب می شود حرف های خوب جا پیدا کنند.

وقتی ارزشگذاری اثر هنری انجام شود ، جامعه روشن می شود و توان نقد می یابد. می بینیم هنوز خیلی ها از درک کار پیکاسو عاجز هستند، و فقط دنبال قشنگی هستند تا زیبایی. جامعه را آموزش بدهیم که مفهوم زیبایی را به شکل خاص درک کند که باید نشست های مختلفی برگزار شود

ضمنا وقتی کار هنری خوب می‌خریم، جریان کار خوب راه می‌اندازیم. زمانی مثلا احمدرضا احمدی (شاعر شهیر اهل کرمان- زاده ۳۰ اردیبهشت ۱۳۱۹ – درگذشت ۲۰ تیر ۱۴۰۲)، کاری نقاشی می کند که امضای اوست و دیگران هم می خرند؛ اما خریدن کارهای خوب باعث شکل گرفتن جریان می شود. چطور این جریان را راه بیاندازیم و موقع خرید اثر هنری، آثار مناسب پیدا کنیم؟.

نگذاریم جریان تولید نقاشی خوب بمیرد

برخی نقاشان داریم که خیلی کارهای خوب انجام می دادند، اما الان دیگر دارند فقط تدریس می کنند؛ و اتفاق مهمی که افتاده اینکه جریان تولید نقاشی خوب حداقل توسط او رها شده است؛ حال چطور کمک کنیم که این جریان ادامه پیدا کند. اگر صنایع و بانک ها می توانند اثر هنری بخرند، چرا به تولید هنرمند و آثار هنری خوب کمک نکنند و جریان ساز نباشند؟.

نیک نفس:

من همیشه (به شوخی) گفته ام خدا پول سه چیز را می رساند؛ ازدواج، خانه و تابلو. برخی کارها آنچنان ساده هستند و من ارتباط می گیریم که می دانم آن هنرمند، روزی آدم بزرگی می شودو شما می توانید حس کنید که فرد بزرگی می شود.

ازطرفی من برای خیلی از تابلوها پول ندادم و نخریدم؛ به من اهدا کردند. آقای کریم دادی آمده بود تابلو فرش ببیند، چون کارهای استاد رامش را در اینستاگرام من دیده بود؛ گفت مانده بودم نقشه های فرش که حدود ۴۰ کار بود را به چه کسی بسپارم که نگهداری شود و آسیب نبینند؛ وقتی آورد، دیدم کارهای بی نظیری از زمان احمد شاه قاجار است که گنجینه بی نظیری هستند و من برای آنها هیچ پولی ندادم.

من ۱۰۰ تابلوخط متعلق به زمانی که کار فرهنگی می کردم دارم که گنجینه شده است؛ من عاشق کارم هستم و ایمان که داشته باشی راهش پیدا می شود؛ همسرم خیلی در این مسیر زحمت کشیده و تحمل کرده، شاید کتاب دوست داشته در این سال ها بیشتر بخرد اما بامن همراهی کرده و اگر ایشان کنارم نبود، شاید این مجموعه هم نبود؛ البته ۶۰ درصد مجموعه هم اهدا شده است.

زنده روح:

اصولا هر مجموعه‌داری دلیلی ندارد تماما کارهای درجه یک شاخص خیلی خاصی داشته باشد؛ یک نقاش در طول زندگی مگر چند تابلو خلق می کند، مثلا ۵۰۰ کار؟؛ از آنها فقط ۱۰ کار خاص است و کارهای مجموعه داران هم همینطور هست. آن حسش را دوست دارند.

اما نکته مهم اینکه تخصص انتخاب، کارشناسی و قیمت گذاری دست گالری هاست و باید این کار را انجام دهند؛ گالری ها ارتباط بین هنرمند و مشتری را نیز پیدا می کنند.

در زمینه قیمت گذاری نزد خود هنرمند نیز باید کارها را تخصصی‌تر ببینیم؛ آقای هنرمندی داریم که مثلا یک کار به گالری می دهد می گوید قیمت ۵۰۰ میلیون تومان، چون من کارم را اینقدر می فروشم اما کارشناس گالری می گوید نهایت ۸۰ میلیون تومان و این وضعیت فاجعه است.

کارکرد تخصصی گالری

این ذهن هنرمند است و باید به تخصص توجه کرد؛ اگر تخصصی‌تر نگاه کنیم می بینیم گالری داران تخصص این کار را دارند؛ مثلا گالری محسن، زمانی اصلا کار نقاشی نمی گذاشت فقط درگیر کار عکاسی بود؛ یکی از عکاسان هم – آقای افضلی- طرف قرارداد گالری بود و خودش یک عکس هم نمی فروخت؛ ممکن بود برخی کارها را در اینستاگرام بگذارد اما اگر آن کار را می خواستی بخری، می گفت به گالری محسن زنگ بزن چون قرارمن با این گالری است؛ گالری هم قیمت گذاری و کار را را گارانتی می کرد و می گفت مثلا عکس فلان ابعاد با چاپ فلان که ۱۰۰ سال آسیب نمی بیند، با ضمانت این قیمت.

یا مثلا برخی گالری ها زمینه کاری تخصصی داشتند؛ کاریکاتور، فقط عکس یا نقاشی؛ اما متاسفانه اینقدر اقتصاد مملکت خراب شده که گالری ها هم گیر کرده اند.

برخی گالری ها با صد مجموعه دار در ارتباط بودند؛ قبل از افتتاح نمایشگاه، از یک هنرمند شاخص کار بی نظیری را می بینند، (به مشتریان خاص خود که از قبل شناسایی کرده اند) می گویند زودتر از نمایشگاه بیا قرمز بزنم روی آن و برای هنرمندان، مشتری پیدا می کنند وگرنه هنرمند در کنار آثارش صبح تا عصر بنشیند در گالری، همه هم بروند ببینند، چه اتفاقی می افتد؟.

چرا همه می خواهند بروند شیلی مثلا نمایشگاه بزنند؛ چون می دانند کارهایشان آنجا می فروشد و ارتباط با مجموعه دار وجود دارد.

هنرمندان هم تغییر می کنند

البته همه هنرمندان هم همه کارهایشان فوق العاده نیست و این امری طبیعی است؛ زمانی کاری خاص انجام داده اند و تغییر رویه داده اند.هنرمندان هم تغییر می کنند، رشد می کنند، تفکر آدم ها تغییر می کند و ایده آل هایشان هم تغییر می کند و همین خوب است.

جالب اینکه مثلا اثر پنج میلیون تومانی ۳۰ سال پیش برخی از این هنرمندان برجسته، از کار امروز وی گران تر است؛ زیرا اسم وی است.

نگرانی این است که بسترها را از مجموعه دارها گرفته ایم، تحت فشار هستند و دولت هم که به فکر این مسائل نیست که پشتیبانی کند. یک زمانی توریست خارجی می آمد تهران وی را می بردند برخی موزه های خاص خصوصی را ببینند؛ آنان را موزه معاصر نمی بردند چون وی می آید کارهای پیکاسو در گنجینه موزه را ببیند.

اگر بستر آماده و محل نمایش آثار فراهم شود، امکان دیدن آثار هم فراهم می شود و تا مردم نبینند، این عرصه تکان نمی خورد.

در کارهای آقای نیک نفس وقتی تابلو فرش استاد ارجمند را دیدم حیرت کردم؛ کرمان قطب فرش بوده، صادر می کرده و بزرگترین ها در این صنعت و هنر بوده، الان یک نقش فرش وجود ندارد.

نیک نفس:

من فقط این جمله را بگویم، اینکه آثار من در شرکت میدکو به دیوارها نصب شده اند چون جا ندارم؛ اما درها برای هرکس که خواست کارها را ببیند باز است، از شنبه تا چهارشنبه در ساعت اداری.

هاشمی نژاد:

گالری ها هم باید کمک کنند به مجموعه داری؛ در دنیا گالری ها هنرمندانی را شناسایی می کنند که می دانند در آینده بزرگ می شوند.

به گزارش ایرنا در این زمان، زنده روح کرمانی از علی رجبی استاد عکاسی و گرافیست دعوت کرد که به صحنه بیاید و صحبت کند؛ وی چندسال اخیر را ایران نبوده و در کشورهای دیگر زندگی کرده است.

رجبی:

عکاسم و بیش از یک دهه ایران نیستم اما زبان مادری را خوب صحبت می کنم، در گذشته عکاسی تدریس کردم، الان هم تخصصی در دنیای عکاسی ( در خارج از کشور) فعالیت دارم. برای اجرای برای یک پروژه شخصی به ایران آمدم با عنوان «فقدان، تهی نیست»، و دنبال این هستم که علیه محتوای این شعر که از دل برود هرآنکه از دیده برود، مجموعه‌ای را کار کنم.

بیشتر شور و حس در آقای نیک نفس بود تا بیزنس

بحث شیرین و جذابی راجع به مارکت(بازار یا اقتصاد) هنر، مجموعه داران و خرید آثار هنری بحث شد که با خیلی از جمله ها موافق بودم. من همیشه در همان خارج هم به دوستانم پیشنهاد می دهم اگر درامدی در سال هرچقدر اندک پس انداز می کنند، درصدی را صرف خرید آثار هنری کنند.

بازار و اقتصاد در ایران بسته(محدود است)، حتی برای مجموعه دار. من بیشتر شور و حس را در آقای نیک نفس دیدم تا منطق و بیزنس. در حالی که در دنیای امروز دنیا پول حرف اول را می زند و همه به فکر درآمد هستند.

برخی بازیگران معروف هالیوود هم بودند که می خواستند به خاطر کمبود جا برای تابلوهایشان خانه خود را جابه جا کنند؛ شاید به دید مالی به موضوع ننگرند، اما به هرحال خرید و فروش آثار هنری به تراکنش مالی منجر می شود.

بحث اقتصاد هنر یا مارکت هنری که در ایران داریم بنا به شرایطی که هست دست و بال گالری ها را بسته است.

بازار هنر در ایران؛ از مجموعه‌داری تا سلبریتی‌هایی که بار خاطرند
برخی آثار استاد نیک نفس

زنده روح:

سلبریتی هایی که جای هنرمند می نشینند

نکته مهمی وجود دارد و آن هم این است که در خارج از ایران از جمله کسانی که از هنرمندان حمایت و خرید می‌کنند، سلبریتی ها و بازیگران هستند اما در ایران برعکس می شود زیرا این بازیگران یا سلبریتی ها جای هنرمندان را می گیرند.

شاهد بودیم در دوره ای هدیه تهرانی، نیکی کریمی، حامد بهداد، رضا کیانیان یا دیگران عکاس شدند؛ آقای کیانیان که نمایشگاه گذاشته بود و این سلبریتی ها به جای اینکه بیایند از هنرمندان حمایت کنند، آمدند و جای ما هنرمندان نشستند. حتی زمان دولت آقای احمدی نژاد وقتی دلار هزارتومان بود مبلغ ۲۰۰ هزار دلار به خانم بازیگری دادند که از وی حمایت کنند و برود عکاسی کند.ببینید ما چقدر مشکل داریم؛ به جای اینکه سلبریتی ها بیایند کمک کنند، این کارها را می کنند

شاهد بودیم در دوره ای هدیه تهرانی، نیکی کریمی، حامد بهداد، رضا کیانیان یا دیگران عکاس شدند؛ آقای کیانیان که نمایشگاه گذاشته بود و این سلبریتی ها به جای اینکه بیایند از هنرمندان حمایت کنند، آمدند و جای ما هنرمندان نشستند. حتی زمان دولت آقای احمدی نژاد وقتی دلار هزارتومان بود مبلغ ۲۰۰ هزار دلار به خانم بازیگری دادند که از وی حمایت کنند و برود عکاسی کند.

ببینید ما چقدر مشکل داریم؛ به جای اینکه سلبریتی ها بیایند کمک کنند، این کارها را می کنند.

اکسپو هنرهای تجسمی نداریم

ما اکسپو هنرهای تجسمی نداریم و فکر می کنیم که خریداران آثار همیشه باید دولت باشد که دولت هم دیگر پول ندارد؛ بخش خصوصی هم پول ندارد، مس و آهن هم به ته دیگ خورده است؛ مردم هم که طلای آب شده باید بخرند، پس چکار باید کرد؟.

رجبی:

مشکل دیگر اینکه کارهایی که ادارات می خرند معلوم نیست چه می شود؛ سال ۱۳۹۲ مجموعه عکس های خوبی از شهداد را میراث از من خرید و با قاب های دست‌ساز نفیس که آن سال برای هر قاب یک میلیون تومان هزینه کردم، تحویل شد اما الان معلوم نیست آثار کجا هستند.

باید امکان نمایش این آثار که توسط دولت خریداری می شود هم وجود داشته باشد و در چرخه نمایشی قرار گیرند.

هاشمی نژاد:

زمانی، مجموعه ای نفیس راجع به موسیقی را یک هنرمند در کرمان درست کرده بود و دنبال حفظ آن بود، پیش یک مدیرکل وقت میراث برد م تا مجانی تحویل بگیرند و نگهداری شود، اما تحویل نگرفتند و انجام نشد.

دولت فقط دست از سر هنر بردارد

آیدین آغداشلو زمانی به کرمان آمد و جمله جالبی گفت، داستان اسکندر را تعریف کرد که در مسیری، فرد فاضلی را دیدند و رفتند که ببینند چه درخواستی دارد و هرچه پرسیدند، گفت هیچ، فعلا جلو آفتاب را گرفته اید، کنار برود؛ دولت برای جامعه هنری کاری نمی کند، اگر دست از سر هنر و هنرمندان بردارد، همان کافیست.

بندی در قانون برای هنرمندان به نام معافیت مالیاتی داریم؛ اما همین هم به خوبی عمل نمی شود و همه عزم خود را جزم می کنند که آن را به هر شکل که می توانند آن را نادیده انگارند و از هنرمند هم مالیات بگیرند.

بازار هنر در ایران؛ از مجموعه‌داری تا سلبریتی‌هایی که بار خاطرند
برخی تابلوهای استاد نیک نفس

نیک نفس:

بله، فقط دولت هیچ کاری نکند.

در انتهای نشست، بگذاریم خاطره ای از نوه ام، فرزند دختر کوچکترم، مریم نقل کنم؛ از بس میخ همیشه در دست من دیده بود، می گفت همه میخ های دنیا مال من (پدربزرگ) است؛ یک زمانی میخ از جایی روی زمین پیدا کرده بود، کادو گرفته بود تا برای من بیاورد؛ یا زمانی میخ در دست فرد دیگری دیده بود گریه و زاری می کرد که میخ های آقاجون رو برداشته اند. لذا، من بخاطر میخ ها تابلو می خرم.

و این نشست اینجا تمام شد و همه منتظریم تا به همت رسانه، هنرمند، مجموعه های دولتی و غیردولتی فعال در این زمینه در استان و کشور، اتفاقی برای این عرصه بیافتد و خریدوفروش آثار هنری کمی بیشتر رونق بگیرد؛ تا هم هنرمند بتواند ادامه دهد و امیدوار شود، هم مردم سرمایه گذاری و حتی پس انداز کنند و رسوخ هرچه بیشتر آثار هنری در خانه های شهروندان، روح و جان و جسم آنان را صیقل دهد و حال همه ما بهتر شود.

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا